گزارش پیمایش غار سم و جمع آوری طنابها
پیمایش غار سم
گزارش از: سارا عدالتیان
تاریخ: 28/7/1389
تعداد: هشت نفر
از زمان اکتشاف این غار و خواندن اخبار پیمایش آن توسط فدراسیون، غارنوردان گرگان و غارنوردان گنبد، بدنبال فرصتی برای رفتن به این غار بودم. غار سم در مقایسه با اغلب غارهای فنی و زیبای ایران، که از ما فاصله زیادی دارند، به ما نزدیک تر بود و همین باعث میشد اشتیاق بیشتری نسبت به پیمایش آن داشته باشم. غاری که میشد بدون خستگی راه به دهانه آن دست یافت.
اواخر شهریور، تیمی از مشهد آماده پیمایش شدیم. شب رفتن، دوستان گرگانی تماس گرفتند و اعلام کردند که بعلت بارندگی پیمایش غار می تواند خطرناک باشد. با توجه به این موضوع، در حالیکه کوله ها را هم بسته بودیم، برنامه را کنسل کردیم.
هفته آخر مهر، قرار بود شهریار بهزادیان عازم مشهد شده و برای اجرای یک برنامه سنگنوردی چند روزی به اخلمد برویم. چند ساعت قبل از حرکت شهریار از زنجان، غارنوردان گرگان با ما تماس گرفتند و گفتند که هوا این هفته مناسب است و ما تصمیم داریم جهت جمع آوری طناب ها عازم غار سم شویم. بلافاصله با شهریار تماس گرفتیم و گفتیم تمام لوازم سنگ را با لوازم غار جایگزین کرده و راهی شود!
چهارشنبه 28 مهر 1389
صبح من، سعید هاشمی نژاد و شهریار بهزادیان با یک سواری بسمت گالیکش حرکت کردیم. بدلیل ترافیک جاده با تاخیر در ساعت 1430 به روستای نامنیک (که 5 نفر از دوستان گرگانی از ساعت 11 در آنجا منتظر ما بودند) رسیدیم.
همه هشت نفر بهمراه راننده، بارها را سوار تراکتور کرده و خود نیز سوار شده و در ساعت 1500 بسمت دهانه حرکت کردیم.
اعضای تیم گرگان:
محمد رضا لطفی (سرپرست)، موسی دلپسند، سعید کفشگیری، صبا (قاسم) دیانی، عباس اربابی
ساعت 16 به انتهای مسیر تراکتور رسیدیم و پس از 20 دقیقه کوهپیمایی به محل کمپ در پایه غار رسیدیم. کمپ را بر پا کردیم و جلسه توجیهی توسط سرپرست برنامه برگزار شد.
کمپ
ارتفاعات 1700 متری کوه خواجه قنبر در منطقه نامنیک گالیکش از توابع استان سمنان (شهرستان شاهرود)
هدف این برنامه جمع آوری طنابها و کارگاهها بود. بنابراین افراد به چند تیم تقسیم شدند تا با فاصله زمانی وارد غار شده و طنابها را جمع آوری نمایند.
تیم اول شامل: محمدرضا لطفي- سعيد هاشمي نژاد- شهريار بهزديان- سارا عدالتيان آراسته بایستی در ساعت 6 صبح وارد غار میشدیم.
شام مفصلی خوردیم. این شام مهمترین وعده غذایی جهت تامین انرژی روز بعد محسوب می شد. وسایلی که باید با خود به غار می بردم را جمع کردم، شامل: پتوی نجات یدک، بلوز و شلوار استرچ- پلار اضافه، دستکش اضافه، کلاه گرم، کیت کمکهای اولیه، طنابچه انفرادی، چند عدد پروسیک، قرقره، مواد غذایی، فلاکس چای، الکل جامد، کبریت، باتری اضافه. تمام وسایل را در پک ضد آب قرار داده و داخل کوله غارم گذاشتم.
پنج شنبه 20 مهر 1389
صبح پس از صرف صبحانه لباس پوشیدیم. طبق معمول اغلب غارها، لایه زیرین پلیستر پلار، که من از یک سرهمی گرم مخصوص غارنوردی بعنوان این لایه استفاده می کنم، و لایه بیرونی که لایه ای مقاوم و ضدخش از جنس نایلون است. چکمه، دستکش و کلاه. ست غارنوردی را هم بسته و وارد غار شدیم.
تنها پس از چند متر پیش روی، تنگناها یا بقول معروف خرچنگ رو ها، آغاز می شود. اما برخلاف خرچنگ رو های پراو، تنگناهای این غار تمامی ندارد! اغلب مسیر را باید به یک سمت حرکت کرد و حتی امکان برگرداندن سر وجود ندارد! کیسه بار را بایستی با یک دست بدنبال خود کشید.
گذر گاههای تنگ غار (خرچنگ رو ها)
قبل از حرکت باید دقت کنید که تسمه یا طنابچه اضافه ای به کیسه بارتان متصل نکرده باشید. دو طرف خرچنگ روها کاملا ناهموار و پوشیده از ساختار های آهکی سوزنی و گل کلمی است، که در صورت گیر کردن کیسه بار یا ابزارتان، با توجه به تنگی مسیر، انرژی ارزشمندتان را باید برای رهاسازی بیهوده هدر دهید.
آنچه در این معابر برایم بسیار زیبا و جذاب بود، وجود خفاشهای معلق درون این تنگراه ها بود، که آرام و آسوده بخواب رفته بودند و ما با نهایت دقت از کنارشان بگونه ای عبور می کردیم تا مبادا به آنها برخورد کنیم و خواب نازشان را بر هم زنیم!
میزبانان ما، خفاش ها در خواب
یکی از خطراتی که تهدید کننده غارنوردان است، رطوبت و تعریق داخلی است که می تواند منجر به هیپوترمی شود. چنانچه لباس مناسبی داشته باشید، از رطوبت خارجی در این غار کاملا در امان هستید. اما پیشگیری از رطوبت داخلی به نحوه حرکت و عملکرد شما بستگی دارد. با توجه به ضد آب بودن لباس، بایستی بگونه ای حرکت کرد که از تعریق بیش از حد پیشگیری شود.
بجز چاههای اول، دوم و سوم، طنابها و کارگاههای سایر چاهها از برنامه قبل ریخته شده بود. فرودها را آغاز کردیم.
به اسکلت پایین چاه 2 که رسیدیم، توقفی داشته و عکس برداری کردیم و مجدد ادامه مسیر دادیم.
مروارید غار
چاه چهارده
اغلب مسیرها بشکل تراورس و عبور عرضی بصورت پا گستر در امتداد شکاف بود. برای حفظ تعادل و راحتی در این مسیرها می توان کیسه بار را با تسمه به پایین میلون هارنس متصل نمود و از تراورس ها و شکاف ها عبور کرد.
چاه نوزده محل توقف من و شهریار بود و دو نفر دیگر مسیر را تا انتها ادامه دادند. این را می دانستم که با توقف در این محل، گرمای بدن که در اثر حرکت ایجاد شده بود، بتدریج از بین می رود و با توجه به دمای پایین غار (حدود 6 درجه)، کم کم سرما به بدن نفوذ خواهد کرد. در این مرحله، گرم کردن بدن با توجه به محدودیت وسایل گرمازا، کار راحتی نخواهد بود. با یک پتوی نجات براحتی می توان جلوی اتلاف حرارت بدن را گرفت و در مدت اقامت در یک محل خود را گرم نگه داشت. طبق دستورالعملی که برای پیشگیری از هیپوترمی میدانیم، در صورت خیس بودن لایه داخلی، باید آنرا در اولین فرصت با لایه خشک تعویض کرد. خشک شدن لباس با حرارت خود بدن، خطر هیپوترمی را افزایش میدهد. به محض توقف، کلاه گرم پوشیده و دستکش زیرین را با یک دستکش خشک تعویض کردم.
ما چیزی در حدود 3 ساعت در آن محل توقف داشتیم. در طی این مدت اغلب تنقلات و مواد غذایی همراهمان را مصرف کردیم. چای داغ را خورده و مجدد یه فلاسک برای دوستانمان که از پایین می آمدند، آب جوش آماده کردیم.
ساعت 16:30 سعید و آقای لطفی از پایین رسیدند. در مدتی که آنها مشغول استراحت و خوردن ناهار بودند، من و شهریار طناب چاه 19 را جمع کردیم و همگی بسمت بالا براه افتادیم.
هر چه بالاتر می رفتیم، بر تعداد کیسه بارها افزوده میشد. برخی جاها کیسه بارها بایستی دست به دست میشد.
چاه 14 - بازگشت
عبور کیسه بارها از تراورس ها
تیم دوم (موسي دلپسند- سعيد كفشگيري) بالای چاه 14 به تیم اول پیوست و از آنجا به تيم اول در انتقال بارهاي كمك كردند. در ادامه مسیر (آقایان دياني و اربابي) نیز به تیم پیوسته و به سایر افراد در جمع آوری طنابها کمک کردند. در مجموع در حدود 700 متر طناب در غالب 14 کیسه بار 30 لیتری غارنوردی، جمع شده بود که از غار خارج شد و در نهایت در ساعت 5 بامداد روز جمعه 3/7/89 پس از 22 ساعت فعالیت، از غار خارج شدیم.
طنابهای جمع آوری شده از داخل غار (700 متر طناب در 14 کیسه بار)
چند نکته:
- می خواهم تاکیدی داشته باشم بر جمله ای که غارنوردان فدراسیون بر روی سایت غارهای ایران اعلام کردند: امداد رسانی در این غار، بعلت دشواری مسیرها، بسیار سخت و در برخی شرایط غیر ممکن است، لذا تیمهای بازدید کننده می بایست از آمادگی فنی بالا و ارنج مناسبی برخوردار باشند. بدون اغراق بگویم، اولین چیزی که در بدو ورود به معابر غار به ذهنم رسید، همین جمله بود. چرا که هیچ گونه بزرگنمایی در آن ندیدم. یک حادثه ساده و یک دررفتگی جزیی در این غار می تواند به یک فاجعه تبدیل شود. معابر و تراورس ها، بقدری تنگ و پر پیچ و خم اند که تنها یک فرد می تواند خود و کیسه بارش را عبور دهد و امکان کمک رسانی و یا حتی همراهی نفر دوم وجود ندارد!
امدادرسانی در این غار، تنها با وجود یک تیم بزرگ و کاملا آماده، مدت زمان طولانی و تخریب معابر غار!، امکان پذیر خواهد بود.
- پیشنهاد می شود کیت کمکهای اولیه کاملی بهمراه داشته باشید و از افراد آشنا به کمکهای اولیه در ترکیب تیم استفاده کنید.
- بدون در اختیار داشتن نقشه، اعلام ابعاد غار تقریبی خواهد بود. ظاهرا عمیق ترین چاه های این غار چاه 3 به ژرفای 30 متر، چاه 14 به ژرفای حدودا 55 متر و چاه 19 به ژرفای حدودا 80 متر است. البته آقای علیرضا بلاغی و تیمشان دیتا های لازم را جهت نقشه برداری جمع آوری کرده اند که با بیرون آمدن نقشه غار توسط این دوستان می توان اطلاعات دقیقی از ابعاد غار در اختیار داشت.
- کارگاهها در اغلب موارد در مناسب ترین مکان ممکن و توسط رول بولت استیل ضد زنگ 10 میلیمتری، آماده شده است. در بعضی از چاهها، بجای نصب کارگاه مجدد (Rebelay) ، امکان نصب Deviation (انحرافی) در دیواره مقابل چاه وجود دارد. نصب انحرافی در برخی چاهها بر کارگاه مجدد برتری دارد به چند دلیل:
1- طناب بگونه ای قرار میگیرد که نیازی به نصب کارگاه مجدد بعدی تا پایین چاه نخواهد بود.
2- طناب کمتری مصرف میشود چرا که در انحرافی گره و لوپ (حلقه) نخواهیم داشت.
3- عبور از انحرافی (صعود و فرود) بمراتب راحت تر و سریع تر از کارگاه مجدد (Rebelay) است و بدین ترتیب در انرژی و وقت بسیار صرفه جویی میشود.
غارنوردانی که قصد پیمایش و طناب گذاری این غار را دارند، می توانند با نصب انحرافی در محل مناسب، برخی از کارگاههای مجدد را حذف نمایند.
- یکی از زیبایی های این غار، پاک بودن آن است. هدیه ای ارزشمند که غارنوردان به یکدیگر ارزانی می کنند. هشیار باشیم که فاجعه ای مانند آنچه بر پراو گذشت، پیکره دومین غار عمیق ایران را خدشه دار نکند.
- در غارها به تشکیلات آهکی اعتماد نکنید. بویژه ساختارهای گل کلمی و استلاکتیت ها (بدلیل تو خالی بودن) حتی برخلاف ابعاد بزرگی که ممکن است داشته باشند، بشدت سست و شکننده هستند. در همین برنامه یکی از ساختارها به ابعاد یک توپ بسکتبال در اثر اولین فشار در زیر پای یکی از افراد کنده شد که خوشبختانه وی به طناب متصل بود و کسی هم زیر چاه نبود که آسیب ببیند.
- در پایان از غارنوردانی که آماده سازی کارگاهها را انجام دادند و نیز دوستان غارنورد هیئت گلستان سپاسگزارم.











